سراشیبی سقوط زمانی آغاز می شود که شما مجبورید صبح 100 نفر را آزاد کنید، ولی عصر دوباره پنجاه نفر را دستگیر می کنید
الله اکبر تنها شعار ماست.
از سیدمحمدخاتمی...مرد اخلاق ایران.

ادعایی که شاید در سنوات میانی ریاست ایشان بر جمهوری سی ساله ی ایران با توجه به گاهی صبوری ها و اصلاحانه برخورد کردن های ایشان زیاد قابل رویت و تبعا دفاع نبود ... اما امروز و با گذشت سه سال از آخرین نطق ایشان در مقام مذکور و سپری کردن هفته ای از اعلام کناره گیری از نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری دهم به روشنی ثابت شد. مرد اخلاق ایران اخلاق مدارانه وارد عرصه ی انتخابات شد و در کمال صداقت در هنگامه ی محقق نشدن پیش شرط خود (حضور خاتمی یا موسوی) با اعلام رسمی کاندیداتوری میرحسین موسوی خود را کنار کشید. نفست حق سید.
از محسن مخملباف...مرد فراموش شده ی سینمای ایران.

سینماگری که فارغ از جهت گیری های موسمی حاصل از دگردیسی اندیشه هایش در اوایل دهه ی هفتاد بی شک از فرهیختگان به ذات سینمای ایران بوده و هست.
فیلمسازی که در تمام دوره ی فیلم سازی هیچ گاه وارد ورطه ی مهم اما تکراری روابط داخلی خانوادگی نیفتاد و در تمام دوران فیلمسازی خود از پس نگرش جدید خود هر بار با اثری تازه بر این ادعا که روشن گری به ذات است مهری تثبیتی زد.
ناصرالدین شاه آکتور سینما
هنرپیشه
سلام سینما
گبه
نون و گلدون
در
سکوت
تست دموکراسی
توالی فیلم های این فیلمساز ارزشمند از پس از دوران تغییر اندیشه ها است که هر کدام دنیایی مملو از اندیشه ها و ایده های ناب هنری.اجتماعی.فلسفی است.
مخملباف حتی در دوران اندیشه های انقلابی خود باز هم سرشار از نبوغ سینمایی بود که با فیلم های
استعاذه
دستفروش
بای سیکل ران
عروسی خوبان
نوبت عاشقی
شب های زاینده رود
در اوج تفکرات رادیکال هم چنان آثاری بدیع در سینمای دوران خود و حتی کنون خلق کرد.
*از محسن به کرات سخن خواهم نوشت .موتور مش سیب تازه راه افتاده*
از تغییر...آرزوی اول ذهن م.

تغییر برای برابری که هم چنان اول حجت روشن اندیشه ی من است و برای خیره شدن به این اندیشه و تلاش برای اقامه ی آن در پیرامون خود امیدوارم.
تلاش برای زدودن هرچه بند و سنت و تفکرات کهنه(جوادیساری) و نو(ساسی مانکن) در جامعه ی خود. دست یاری می فشارم.
که البته ذکر این نکته که من یک فمنیست آنارشیست هستم در کنار عشق به معماری کمک می کنه به چرایی این هدف.
و صدالبته امید هرگز از بین نمی ره...جون می گیره جونم وقتی می بینم عزیزان جانم درکنار هم در حال جون دادن به جسم نیمه جون جنبش برابری خواهانه هستیم و جایزه ی سراسری حقوق زنان بنیاد فمنیستی مجوریتی همون جون تازه است.
