تبليغاتX
MaSh.SIB






شروعی نو : http://www.mashsib.blogfa.com

از طرحی کهن : http://www.sarbedar4iran2.blogfa.com/

.....................................................................................

این روزها...حس می کنم زمین عزیز...این کهن بیننده ی تاریخ و این صبور همواره و ازلی خسته است بسیار...

خسته از این همه تکرار و تکرار و تکرار.

ملال و ملال و ملال

از مکرر این همه خشونت در نهان همگانمان بی آن که خواهیم و دانیم ... که این خود آغازگر جهل است و تاریکی مسموم.

از اوج نخ نما شدن مد. این یگانه عنصری که تنها فعلی است که همگان چه اهل خواص و چه عوام بر اجرایش به جد مشغولند خودآگاه و ناخودآگاه.

چه آنان که با وقاحت تکرار می کنند حماقت های این ارزش زیبا را و چه آن ها که با لجاجت سعی در انکار آن دارند فارغ از تکرار آن که دارند.

و بدا که این چنین زمین خسته از تمام حماقت های سیال حکمرانان اراضی پناه آورد به دگراندیشان خود وچیزی نبیند جز تکرار. تکرار حماقت ها.

بدا به حال من.ما که حماقت و به رخ کشیدن بلاهت برای مان شود ارزش.

ارزشی که تابویی شود از برای انکار حماقت تکرار از برای گزافه گویی ها و بدکرداری های عوامانه.

و زمین...

گویی دگر به سان آن روزهای جوانی...آن روزهایی که فارغ از تمام عقل گرایی مدرنیته های محافظه کار که از فرط عقل گرایی به منجلاب روزمرگی دچارند می توانست در اوج طفولیت دل بسپارد تنها به نوایی اساطیری. که آن زمان که منطق بود زیبنده ی زندگی. نه زندگی دستآویزی برای احقاق منطق... که کام مان را نه تلخ...که از فرط گس بودن به بی مزگی بکشاند.

زمین دگر حتی به نوای خود ایمان ندارد. نوایی که می توان ست با سر دادن بیتی از آن :

بشریت...این فرزند ناخلف خود را به سان آغاز زندگی فارغ از تمام شلوغی ها و تکرار ها و جلوه گری های طاووس گونه و بی توجه به کراهت پای باز از نو به لذت واقعی زندگی... آمیزش دهد از نو.

لذتی که با دنیا دنیا عوض نخواهد شد.

خواندن مقاله ی عقلانی در کنار سپیدار های لواسان.

پارادوکسی طنز آلود اما سرشار از زندگی. و طراوت و منطق.

محکوم م به نوشتاری کهنه...اما مفتخرم به لذتی بی پایان.

طرحی می زنم از تمام لذات زندگی ام فارغ از انکاری که می شودشان.

لبریز از شور مدنیت و همراه با کمال لذت های انسانیت.

من همینم...اگه زیبا و اگر زشت.

 

 

+ به تاريخ  جمعه 15 شهریور1387به زمان 2  به قلم مسعود.شکوری  |